مرتضى مطهرى

74

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

فى حدّ ذاته ظلم است و محال است كه خدا مرتكب آن گردد . همچنين مجبور ساختن بنده به معصيت و يا مسلوب القدرة خلق كردن او و آنگاه خلق معصيت به دست او و آنگاه كيفر دادن او ظلم است و هرگز خدا ظلم نمىكند . ظلم بر خدا قبيح است و جايز نيست و بر ضدّ شئون خدايى اوست . ولى اشاعره معتقدند هيچ كارى فى حدّ ذاته عدل نيست و هيچ كارى فى حدّ ذاته ظلم نيست ، آنچه خدا بكند عين عدل است . فرضاً خداوند به مطيعان كيفر بدهد و به عاصيان پاداش ، عين عدل است . همچنين اگر خداوند بندگان را مسلوب القدرة خلق كند و آنگاه معصيت را به دست آنها جارى سازد و بعد هم آنها را عقاب كند ، فى حدّ ذاته ظلم نيست . اگر فرض كنيم خداوند چنين كند باز عين عدل است : « آنچه آن خسرو كند شيرين بود » . معتزله به همين جهت كه طرفدار عدل‌اند ، منكر توحيد در افعال‌اند ؛ مىگويند لازمهء توحيد افعالى اين است كه بشر خود خالق افعال خود نباشد ، بلكه خدا خالق افعال او باشد ، و چون مىدانيم بشر در آخرت از طرف خداوند پاداش و كيفر مىگيرد پس اگر خداوند خالق افعال بشر باشد و در عين حال به آنها پاداش و كيفر براى كارهايى بدهد كه خود نكرده‌اند بلكه خود خدا كرده است ، ظلم است و بر ضدّ عدل الهى است . معتزله توحيد افعالى را بر ضدّ اصل عدل مىدانند . از اين رو معتزله دربارهء انسان به اصل آزادى و اختيار قائل‌اند و سخت از آن دفاع مىنمايند بر خلاف اشاعره كه منكر آزادى و اختيار بشرند . معتزله به دنبال طرح اصل عدل - كه به معنى اين است كه برخى افعال فى حدّ ذاتها عدل‌اند و برخى فى حدّ ذاتها ظلم ، و عقل حكم مىكند كه عدل نيك است و بايد انجام داد و ظلم بد است و نبايد انجام داد - يك اصل كلّى ديگر طرح كردند كه دامنهء وسيع‌ترى دارد و آن اصل « حسن و قبح ذاتى افعال » است . مثلًا راستى ، امانت ، عفّت ، تقوا ذاتاً نيك است ، و دروغ ، خيانت ، فحشاء ، لا لاابالىگرى ذاتاً بد است ؛ پس افعال در ذات خود و قبل از آنكه خدا دربارهء آنها حكمى بياورد داراى حسن ذاتى و يا قبح ذاتى مىباشند . از اينجا به اصل ديگرى دربارهء عقل انسان رسيدند و آن اينكه : عقل انسان در ادراك حسن و قبح اشياء استقلال دارد ، يعنى قطع نظر از بيان شارع نيز مىتواند حسن و قبح برخى كارها را درك كند . اشاعره با اين نيز مخالف بودند .